فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز

”اللهم إني أسألك بأن لك الحمد، لا إله إلا أنت المنان بديع السماوات والأرض، يا ذا الجلال والإكرام، يا حي يا قيوم“. پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم از مردی شنید که نماز می خواند و با این دعا، دعایش را شروع می نمود، فرمود: ”لقد دعا الله باسمه العظيم الذي إذا دُعي به أجاب، وإذا سُئل به أعطى“ بی گمان او با اسم اعظم از خداوند دعا خواست، آن اسمی که اگر خداوند با آن خوانده شود، جواب می دهد و اگر به وسیله آن از او چیزی خواسته شود عطا می کند. تـــــــــــــریسه - امهات الموْمنین

زنان صحابیه در اطراف حضرت رسول الله(ص)"امهات المؤمنین"

۱-خدیجه (رض):

اگر بخواهیم جامعه ای پویا وسالم ومترقی داشته باشیم باید به روشهای تربیتی درست وسالم توجه نمائیم واین روشهای درست وسالم،نیازمند مادران سالم می باشد ،کسانیکه بار اصلی تربیت وپرورش کودک را در نسل آینده را برعهده دارند .پس اگر ما بتوانیم مادرانی خوب وبا تفکر صحیح داشته باشیم در نتیجه جامعه ای سالم وسربلند خواهیم داشت اما اگر مادران ازتفکر وبرنامه ی صحیحی برای نسل ۀینده برخوردار نباشند قطعأ با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شدکه در وهله ی اول دامن گیر خود مادرانی خواهد شد که آن فرزندان را به جامعه تحویل داده اند ،پس لازم است برای رسیدن به جامعه ای پویا و نسلی تلاشگر به فکر مادرانی ایثارگر،متدین ومتعهد باشیم.

بی تردید زن مسلمان در صدر اسلام ،مادری بود که فرزندانش را شهادت طلب بار می آورد،همسری بودکه شوهرش را به جان فدائی واز خود گذشتگی وا می داشت. زن مؤمنی بود که فعالانه شخصأدر راه خدا سهیم میشد،بانویی بود که قرآن را حفظ می نمود واحادیث گهربار رسول الله(ص)را روایت میکرد ودر علوم دین فقیه ودانشمند می گردید با بینش مردم را به سوی خدا می خواند وامر به معروف ونهی از منکر میکرد.

امروز می خواهیم از بانویی سخن بگوئیم که درمیدان ایمان از کوهها استوارتر ومحکم تر ودر عرصه ی خانه وخانواده  ی زنها ومادرانی مهربان و صالحه بودند وآنها در عرصه ی میدان جنگ ونبرد اسب سوارانی بودند که بر مردان تفوق وبرتری می یافتند.

تقدیم به تمام مادران ومربیان،دختران جوان به امید پیروی واقتدا به مادران مؤمنان که با اختیار زندگی ساده به جامعه ی زنان ،درس سادگی وایثار آموختند.

خدیجه دختر خویلد

مادر مؤمنین رضی الله عنها

اولین زنی که داخل اسلام شد.

  • ولادت خدیجه                                                 

خدیجه دختر خویلدبن اسدا... ام المؤمنینزن طاهره وپاک وبا تقوای ،۱۵ سال قبل از عام الفیل (سالی که ابرهه برای تخریب بیت الله لشکر کشی کرد)،متولد شد ودر خانه ای با عظمت وبزرگواری پرورش یافت.او زنی زیبا روی واز ثروت وشترهای فراوانی برخوردار بود که مردان را برای تجارت با ثروتش اجیر می کرد.

  • راستی وامانت پیامبر(ص)

حضرت خدیجه ی کبری قبل از بعثت وپیامبری محمد(ص) راستی گفتار وامانت داری واخلاق نیکوی اورا شنیده بود پس خواست حضرت محمد(ص) همراه غلامش میسره برای تجارت به مسافرت بفرستد وحضرت محمد(ص) با او موافقت کردوهمراه غلام جهت تجارت برای خدیجه با طرف شام به مسافرت پرداخت. درحین راه عنایتهای خداوند منتظر رسوا الله (ص) بودند که باری که رسول الله (ص) زیر درختی در نزدیکی عبادت گاه راهبی استراحت می نمود. آن راهب از عبادتگاه خود بیرون آمد تا نور مشاهد از چهره یرسول الله (ص) را بهتر ببیند. راهب گفت این مرد کیست که زیر درخت نشسته است؟ قسم به خداوند کسی به جز اینکه پیامبر باشد احد دیگری زیر این درخت نخواهد نشست.

هنگامیکه حضرت محمد(ص) از تجارت درشام به سوی مکه همراه سودی که چند برابر سود در دفعه های گذشته بود برگشت . میسره نزد خدیجه رفت وآنچه که در راه برای او وحضرت محمد(ص) رخ داده و آنچه که راهب گفته بود برای خدیجه بازگو کرد .

  • مکانت ومنزلت خدیجه (رض)

خدیجه (رض) زنی هوشیار وخردمند وبزرگوار بود. همراه این منزلتها خداوند هم خواست از او اکرام واحترام خاص بگیرد ،پس اورا به سوی محمد(ص) فرستاد وبا اوگفت من به خاطر فامیلی وقرابتی که با تو دارم وبه خاطر شرف وبزرگواری وامانت داری تو نزد فامیلهایت وبه خاطر اخلاق نیکو وراستی گفتارت خواستار ازدواج با تو هستم.

  • ازدواج خدیجه(رض)

پیامبر (ص) این ماجرا را برای عموهایش بازگو کرد. پس عموی او حمزه بن عبدالمطلب به جانب پدر خدیجه رفت واورا برای پیامبر(ص) خواستگاری نمود.

پدرش موافقت کرد وجواب مثبت به حمزه داد وگفت محمد(ص) شوهر خوبی است .مامحمد(ص) را ندیدیم مگر اینکه از بهترین جوانان قریش و راستگو ترین آنها و امانت دارترین و اخلاق نیکوترین آنها می باشد.

  • نزول وحی

خدیجه از عادت شوهرش محمد(ص) که به رفتن غار بودتا در عظمت خداوند و بزرگی مخلوقات او فکر و تأمل کند واز جوفاسد مکه دور گردد به تنگ نیامد وناراحت نشد بلکه به او کمک کرد واورا دلداری می نمود وقلبش را تثبیت می کرد وخوف وترس را از او دور می ساخت ودر تحمل ناراحتیها تکیه گاه او بود در وقت شدت مناجات وراز ونیاز حضرت محمد(ص) از آستانه خداوند وحی بر او نازل شد وجبرئیل (ع) به او گفت: (اقر بسم ربک الذی خلق...) یعنی بخوان به نام خدایت که خلق نمود.پس قلب رسول شروع به تپیدن کرد وبه سرعت به سوی خدیجه (رض) برگشت .به اوگفت مرا بپوشان،مرا بپوشان. خدیجه اورا پوشانید وقتی ترس وخوف از او دور شد گفت به خدیجه :ای خدیجه من می ترسم دچار بدی شوم. حضرت خدیجه(رض) گفت خیر آنطور نیست که تو فکر می کنی.سوگند به خدا،خداوند تورا هرگز خوار وزبون نخواهد ساخت زیرا توبا نزدیکانت صله رحم به جا می آوری وتحمل انسانهای بی پدر وفرزند را می کنی ومددکار حق هستی .

  • خدیجه کنار همسرش ایستاده است.

خدیجه از جا برخواست وپیش پسر عمویش ورقدبن نوفل که در زمان جهالت به دین مسیحیت گرویده بود رفت وآنجارا که حضرت محمد(ص) به او گفته بود برای ورقه بازگو کرد . ورقه گفت : قدوس ،قدوس، سوگند به ذاتی که جان ورقه به دست اوست ای خدیجه اگر انچه که به من گفتی راست گفته باشی به تو مژده میدهم که حضرت جبرئیل ان ملکی که به سوی موسی آمد به سوی محمد(ص)  آمده است ومحمد(ص)پیامبر این امت خواهد شد.به او بگو ثابت قدم وپایدار باشد.

خدیجه زن با وفای صالحه وقتی که شنید ورقه به شوهرش حضرت محمد(ص) گفت که قسم به خدا تورا تکذیب خواهند کرد وبه تو آزار میرسانند وتورا از خانه ات بیرون خواهند کرد وباتو خواهند جنگید بسیار محزون ونگران شد اما قلبش سرشار از ایمان قوی واعتماد وباوری کامل به شوهرش وهر آنچه اواز جانب خداوند اورده بود داشت .

  • مادر مهربان

بادهای نسیم پی درپی بر خانه ی محمد(ص) می وزید واز آن صدای دعا وتسبیح بلند میشد وخدیجه کبری مادر دختری بسیار نازنینبه نام زینب شدو پیامبر(ص) اورا در آغوش گرفت در حالی که اشکهای شادی و شکر وسپاس خدای را به خاطر این نعمت بزرگ که به او بخشیده بود از چشمانش سرازیر می شد واین شادی وسرور بعد از حزن واندوهی بود که به خاطر جدایی قاسم پسر کوچک رسول الله(ص) که پنجه ی مرگ اورا بریده بود وبعد از گذشت چند سال رسول الله(ص) پدر رقیه وام کلثوم وعبدالله که او نیز در صغیری مرد وفاطمه ی زهرا (رض) گشت وآنها بهترین ذریه واولاد از پدر ومادرهای روی زمین بودند.

  • اذیت وآزار مشرکین

مشرکین مکه دعوت رسول الله(ص) را با مصائب وسخنهای فراوانی مواجه وروبرو کردند وبه جز افراد اندکی ما بقی همگی جلوی پیشرفت دین خدارا صد کردند و آنان تنها به این اکتفاء نکردند بلکه اورا گرفتند واو واصحابش را شکنجه دادند وبه امید اینکه از دینی که اورده برگردد ودست بردارد .خدیجه ی کبری نیز از این حوادث ورویدادها به دور نبود بلکه کنار همسرش ایستاده واورا تقویت می کرد واورا بر تحمل اذیت وآزار مشرکین یاری می نمود. مشرکین وقتی متوجه شدند که هیچ یک از روشهای شکنجه و آزار در متوقف کردن دعوت به دین کارساز نبود ،وحاصره در دره ی ابی طالب را بر او واصحابش لازم گردانیدند ،محاصره ای که سه سال ادامه داشت ودیگر نمی گذاشتند در این مدت به پیامبر(ص) ویارانش آذوقه وطعام برسد. حتی آنان مجبور شدند برگ درختان یا برگ هر چیز دیگری که نرم باشد را بخورند خدیجه ی کبری (رض) نیز همراه همسرش با گرسنگی وتشنگی دست وپنجه نرم می کرد وحتی برای یک لحظه هم شوهر را ترک نکرد،نه اینکه در غیاب او گزندی به رسول الله (ص)برسد.

  • سال غم واندوه-عام الحزن

مصائب وسختیها یکی بعد از دیگری به رسول الله(ص) وارد شدند عمویش ابوطالب که از او دفاع می کرد واذیت وآزار مشرکین را از او دفع می نمود فوت کرد وبعد از کمی خدیجه همسر حضرت(ص) در سن ۶۵ سالگی بعد از اینکه مدت ۲۵ سال با رسول خدا (ص)زندگی کرد در رمضان سال دهم بعثت وسه سال قبل از هجرت فوت نمود ودر جایی به نام جیحون در نزدیکی مکه مدفون گردید.پیامبر(ص) اشک در دور چشم مبارک را بر قبر خدیجه ریخ.

  •  شوهر با وفا

محمدالمصطفی(ص)همسرش خدیجه را در آن مرض که با آن فوت کرد عیادت نمود رنج محنت های مریضی را بر او تسکین بخشید وسبک گرداند.

باری رسول الله(ص) به او گفت:ای خدیجه آنچه که به تو رسیده(بیماری) خواسته ی من نیست ومن آن مریضی را دوست ندارم ولی خداوند در بسیاری از ناخواسته های انسان خیر ونفع فراوانی قرار می دهدوفرمود :ای خدیجه،آیا میدانی که در بهشت خداوند مریم دختر عمران مادر عیسی (ع) وکلثوم خواهر موسی و آسیه زن فرعون را همراه تو به نکاح من در خواهد آورد؟

  • پیامبر(ص) خدیجه را دوست دارد

خدیجه (رض) از محبوبترین همسران رسول خدا(ص)نزد وی بودبه طوری که بعد از مرگ وی نیز به فراوانی از او ذکر خیر به میان می آورد.

غم واندوه بعد از مرگ خدیجه (رض) رسوا الله(ص) را فرا گرفته بود تا اینکه با عایشه دختر ابوبکر صدیق (رض)ازدواج کرد.حضرت عایشه علی رغم اینکه با خدیجه در نکاح رسول الله(ص)جمع نشده بود ولی از بس که رسول الله(ص) به خیر ونیکی از خدیجه یاد می کرد نسبت به او غیرت زنانه ابراز کرد ورشک ورزید وبه رسول خدا(ص) گفت: یا رسول الله(ص) او ـ خدیجه ـ پیر زنی بیش نبود وخداوند بعد از مرگ او چیز بهتری ـ که خود عایشه است ـ به تو بخشید. حضرت با شنیدن این حرفها ابراز ناخرسندی کرد وفرمود:خیر سوگند به خداوند بهتر از او به من بخشیده نشده است.زیرا او ایمان آورد در حالی که مردم همه کافر بودند وآن وقت که مرا تکذیب می کردند اومرا تصدیق نمود و آن موقع که از استفاده ی مال خود مرا محروم کردند او مال ودارایی خود را در اختیار من گذاشت وخداوند به غیر او از همسران دیگرم به من اولاد عطا نفرموده است. حضرت عایشه فرمود چون نگرانی و ناخرسندی رسول الله (ص) را دیدم در قلبم عهد کردم که هرگز از خدیجه کوچکترین بدگویی را نگویم.

  • فضل وبزرگواری خدیجه (رض)

* فضل وبزرگواری خدیجه (رض) بر رسول(ص) واضح بود زیرا او رسول الله(ص) را بر مردان دیگر ترجیح داد واو را برگزید چون خیلی از مردان عرب طمع در ازدواج با خدیجه را داشتند.ولی از بین آنها به خاطر راستی وامانتداری وحسن خلق حضرت(ص) را انتخاب کرد.

* خدیجه اولین کسی بود که به رسول خدا(ص) ایمان آورد ورسالت آسمانی اورا تصدیق کرد و او با حزن واندوه وی شریک بود

* خدیجه محبت خود به همسرش را ثابت کرد، وقتی دید که رسول الله(ص)زید ابن حارثه که برده ی خدیجه بود را دوست دارد اورا به وی بخشید واین بخشش سبب شد که زید قبل از خیلی ها مسلمان شود.

* از جمله بزرگواری های خدیجه این است که بجز خدیجه کسی ریگر حضرت جبرئیل را ندیده است وبه جز خدیجه بر هیچ کدام از همسران پیامبر(ص)سلام نفرستاده است(حضرت جبرئیل به جز به خدیجه وعایشه ام المؤمنین (رض) بر کس دیگر از همسران رسول(ص)نازل نگشته است.)

* حضرت خدیجه (رض) فرزندان زیر را برای رسول خدا(ص) به دنیا آورد:

  1. قاسم که رسول الله(ص)با او مکنی بود وبه او می گفتند ابوالقاسم.
  2. زینب، به نکاح پسر خاله ی خود ابوالعاس بن ربیع در آمده بود.
  3. رقیه ، اول به نکاح عتبه پسر ابی لهب در آمده بود سپس او را طلاق داد و به نکاح عثمان (رض) در آمد.
  4. ام کلثوم، او نیز اول به نکاح عتبه پسر ابی لعب در آمده بود سپس طلاق داد واو نیز بعد از مرگ رقیهبه نکاح عثمان (رض) در آمد.
  5. عبدالله، ملقب به طیب وطاهر بود ودر بچگی فوت کرد.
  6. و آخرین آنها فاطمه ی زهرا، که به نکاح حضرت علی ابن ابی طالب (رض) در آمد.

بله این خانواده ی رسول خدا (ص) است.چه خانواده ی نیکویی، خانواده ای که نور ایمان از آن افشان بود. نوری که به تمامی بشریت روشنایی بخشید. خانواده ای که مثل همه ی خانواده های دیگر نبود و نیست،چگونه این خانواده از بهترین خانواده ها نخواهد بود؟ حال آنکه پیامبر این امت،خاتم الانبیاء وهمسرش خدیجه کبری دختر خولید آن زن طاهره وعفیفه وبزرگ وسید زنان جنت وتربیت دهندگان و مربیان این خانواده اند.

خداوندا راههای پیروی واقتدا به این خانواده را برای ما میسر و آسان نما، حقا که این خانواده اسوه ی جنه والگوی خوبی برای هر خانواده است وخواهد بود. رضی الله تعالی عن امهات المؤمنین.



تاريخ : جمعه پنجم خرداد 1391 | 12:22 | نویسنده : تریسه | [ ]